کافه شعر ترنج

متن مرتبط با «ما بدبختیم» در سایت کافه شعر ترنج نوشته شده است

ماجرای کانال وبلاگ

  • نیلوبلاگ

    در ادامه، آخرین تحولات، اخبار و جزئیات مربوط به «کانال وبلاگ» را مرور می‌کنیم تا دید کاملی نسبت به این موضوع داشته باشید. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. ما توی کانالمون منتظرتونیم... چرا نمیاید؟زودی بیاید اونجا فعالیت بیشتره ها...https://t.me/cafee_toranjjقدم به چشمروی عکس کلیک کنید...

    ادامه مطلب
  • جزئیات تازه از ماهی سیاه کوچولو

  • نیلوبلاگ

    ماهی سیاه کوچولو اگر به دنبال اطلاعات دقیق درباره «ماهی سیاه کوچولو» هستید، در ادامه این مطلب تازه‌ترین اطلاعات، جزئیات و نکات مهم این موضوع را مشاهده خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. پشتیبانی...

    ادامه مطلب
  • ماجرای عهد کردم نمیرم از دلتنگی

  • نیلوبلاگ

    در ادامه، آخرین تحولات، اخبار و جزئیات مربوط به «عهد کردم نمیرم از دلتنگی» را مرور می‌کنیم تا دید کاملی نسبت به این موضوع داشته باشید. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. عهد کردم دوستت نداشته باشماما برابر این تصمیم بزرگخود را باختمعهد کردم بازنگردمبازگشتمعهد کردم نمیرم از دلتنگیمُردمبارها عهد کردمبارها تصمیم گرفتم برومیاد ندارم رفته باشم...

    ادامه مطلب
  • ماجرای تو با چشمانت مرا بنواز

  • نیلوبلاگ

    در ادامه، آخرین تحولات، اخبار و جزئیات مربوط به «تو با چشمانت مرا بنواز» را مرور می‌کنیم تا دید کاملی نسبت به این موضوع داشته باشید. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. خاکستری خاکستری خاکستریصبح ، مه ، بارانابر ، نگاه ، خاطرهدر من ترانه ای نبود تو خواندیدر من آینه ای نبود تو دیدیریشه ای بودم در خوابِ خاک های متبرکبی باران در نگاه تو سبز شدمبرقی از چشمانت برخاستنگاهم بارانی شدگونه ه...

    ادامه مطلب
  • تو با چشمانت مرا بنواز

  • نیلوبلاگ

    خاکستری خاکستری خاکستریصبح ، مه ، بارانابر ، نگاه ، خاطرهدر من ترانه ای نبود تو خواندیدر من آینه ای نبود تو دیدیریشه ای بودم در خوابِ خاک های متبرکبی باران در نگاه تو سبز شدمبرقی از چشمانت برخاستنگاهم...

    ادامه مطلب
  • ماهی سیاه کوچولو

  • نیلوبلاگ

    ماهی سیاه کوچولو به خودش گفت:مرگ خیلی آسان میتواند الان به سراغ من بیاید،اما من تا میتوانم زندگی میکنم. نباید به پیشواز مرگ بروم. البته اگر یک وقتی ناچار با مرگ روبرو شدم که می شوم مهم نیست.مهم این است که زندگی یا مرگ من چه اثری در زندگی دیگران داشته باشد....

    ادامه مطلب
  • بالاتر از نگاه منی! آه! ماه من!

  • نیلوبلاگ

    دستم نمی رسد به بلندای چیدنتباید بسنده کرد به رویای دیدنتیوسف ترین عزیز جهان هم که باشی امدر سینه آتشی است به داغ خریدنتمن جَلد بام خانه ی خود مانده ام و توهفت آسمان کم است برای پریدنتترسم رها کنم نفسم را و ناگهانپیراهنی نباشد و شوق دریدنتدر دامن دلم چو ترنجی نشسته ای شیرین ترین توهم دستم بریدنترویای کال سیبی و هرچند در خیالیک عمر، منتظر به امید رسیدنتبالاتر از نگاه منی! آه! ماه من!دستم نمی رسد به...

    ادامه مطلب
  • بی گمان در خواب مستی رازهایی خفته است

  • نیلوبلاگ

    مثل بیماری که بالاجبار خوابش می بردمرد اگر عاشق شود دشوار خوابش می بردمی شمارد لحظه ها را ؛ گاه اما جای اوساعت دیواری از تکرار خوابش می برددر میان بسترش تا صبح می پیچد به خویشعاقبت از خستگی ناچار خوابش می بردجنگ اگر فرسایشی گردد نگهبانان که هیچدر دژ فرماندهی سردار خوابش می بردرخوت سکنی گرفتن عالمی دارد که گاهارتشی در ضمن استقرار خوابش می برددردناک است اینکه میگویم ولی هنگام جنگشهر بیدار است و فرماندار خوابش می بردبی گمان در خواب مستی رازهایی خفته استمست هم در قصر و هم در غار خوابش می بردتو شبیه کودکی هستی که در هنگام خوابپیش چشم مردم بیدار خوابش می بردمن کی ام !؟ خودکار دست شاعر دیوانه ای !تا...

    ادامه مطلب
  • بدبختیم...

  • نیلوبلاگ

    دستها در جیبسیگارِ به تَه رسیده میان لبیقه بالا می دهیمخیره به آن سوی خیابانبه دیوار تکیه می دهیمنه که کارآگاه باشیمیا عضو مافیانه...بدبختیم... ...

    ادامه مطلب
  • سربسته ماند بغض گره خورده در دلم

  • نیلوبلاگ

    آواز عاشقانه ی مادر در گلو شکستحق با سکوت بود، صدا در گلو شکستدیگر دلم هوای سرودن نمی کندتنها بهانه ی دل ما در گلو شکستسربسته ماند بغض گره خورده در دلمآن گریه های عقده گشا در گلو شکستای داد، کس به داغ دل باغ، دل ندادای وای، های های عزا در گلو شکستآن روزها ی خوب که دیدیم، خواب بودخوابم پرید و خاطره ها در گلو شکست«بادا» مباد گشت و «مبادا»به باد رفت«آیا» ز یاد رفت و «چرا» در گلو شکستفرصت گذشت و حرف دلم ناتمام ماندنفرین و آفرین و دعا در گلو شکستتا آمدم که با تو خداحافظی کنمبغضم امان نداد و خدا...در گلو شکست...

    ادامه مطلب