کافه شعر ترنج

متن مرتبط با «روزی که نباشم هیچکس تکرار من نخواهد شد» در سایت کافه شعر ترنج نوشته شده است

بالاتر از نگاه منی! آه! ماه من!

  • نیلوبلاگ

    دستم نمی رسد به بلندای چیدنتباید بسنده کرد به رویای دیدنتیوسف ترین عزیز جهان هم که باشی امدر سینه آتشی است به داغ خریدنتمن جَلد بام خانه ی خود مانده ام و توهفت آسمان کم است برای پریدنتترسم رها کنم نفسم را و ناگهانپیراهنی نباشد و شوق دریدنتدر دامن دلم چو ترنجی نشسته ای شیرین ترین توهم دستم بریدنترویای کال سیبی و هرچند در خیالیک عمر، منتظر به امید رسیدنتبالاتر از نگاه منی! آه! ماه من!دستم نمی رسد به...

    ادامه مطلب
  • دستان من خاکی ست ، قدری گریه کن بانو !

  • نیلوبلاگ

    وقتش رسیده مثل من امروز برداریآن قاب عکس کهنه را از کنج انباریبا آستینت خاک هایش را بگیری بازبر نقطه ضعف خاطراتت دست بگذاریدستان من خاکی ست ، قدری گریه کن بانو !دستم معطر می شود وقتی که می باریدیشب به یادت "گریه ها" را خواندم از اولاصلا کتاب شعر "فاضل" را تو هم داری ؟دیگر نپرس از فکر من این روزها، قطعامن هم به آن چیزی می اندیشم که تو ... آری !ترکت نخواهم کرد من با اینکه می دانمسیگار قلابی برای ترک سیگاری . . . ....

    ادامه مطلب
  • دستت را به من بده

  • نیلوبلاگ

    دستت را به من بدههمیشه رفتن، پا نمی خواهدچه بسیار پاهایی که رفتن نمی داننددستت را به من بدهقبل از اینکه در جمجمه ام گیاه روییده باشد....

    ادامه مطلب
  • آنقدر دیر آمدی تا عاقبت پاییز شد ...

  • نیلوبلاگ

    آنقدر دیر آمدی تا عاقبت پاییز شدکاسه ی صبرم از این دیر آمدن لبریز شدتیر دیوانه شد و مرداد هم از شهر رفتاز غمت شهریورِ بیچاره حلق آویز شدمهر با بی مهری و نامهربانی میرسدمهربانی در نبودت اندک و ناچیز شدبی تو یک پاییز ابرم ، نم نمِ باران کجاست؟بی تو حتّی فکر باران هم خیال انگیز شدکاش میشد رفت و گم شد در دل پاییز سردبوی باران را تنفّس کرد و عطر آمیز شدآمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟آنقدر دیر آمدی تا عاقبت پاییز شد ......

    ادامه مطلب
  • یادت باشد

  • نیلوبلاگ

    یادت باشدبه خوابم که آمدیبیدارم کنی ببوسمت....

    ادامه مطلب
  • هیچکس تکرار من نخواهد شد.

  • نیلوبلاگ

    باورت بشود یا نه روزی می رسد که دلت برای هیچ کس به اندازه من تنگ نخواهد شد برای نگاه کردنم، خندیدنم و حتی اذیت کردنم! برای تمام لحظاتى که در کنارم داشتی روزی خواهد رسید که در حسرت تکرار دوباره من خواهی بود می دانم روزی که نباشم هیچکس تکرار من نخواهد شد. ...

    ادامه مطلب
  • دیرت شده بود و باید میرفتی،

  • نیلوبلاگ

    من که هر وقت عجلهای در کار بودکلید را در جیبم پیدا نمیکردم،طبیعی بود اگر جملهی "دوستت دارم" رابه موقع در دهانم پیدا نکنم.تو مثل تمام معشوقههای دنیادیرت شده بود و باید میرفتی،رفتی،و من بعد از رفتنت بارها گفتم دوستت دارم،بارها و بارها ...مثل دیوانهای که رو به خیابان ایستاده،و کلید را مدام در قفلی میچرخانَد که نیست......

    ادامه مطلب